تبلیغات
@@@@عشق{love}.جدیدترین ها در جهان.زندگی.بخندید و بروید******

 

شخصی كه سه زن داشت .رفت و زن چهارمی گرفت كه سیاه پوست بود . دوستان پرسیدند این

چه كاری بود ? گفت برای ایام عزاداری.

201

یك روزدو خروس به دنبال یك مرغ راه افتاده بودند درحالی كه مرغ ناز میكرد خروس دومی

به اولی گفت:ولش كن بابا تعاونی لختش را میفروشد

.202

غضنفر به نامزدش گفت دوست داری فردا شب با هم غذا بخوریم ؟ نامزدش با اشتیاق فراوان

گفت : البته ، با كمال میل! غضنفر : خوب به مادرت بگو غذا درست كنه من فردا شب میام

خونتون

203

یک ترکه لامپ خانه اش میسوزد پماد سوختگی میمالد

204

تركه میره بقالی،‌می‌بینه رو دیوار بزرگ نوشتن: علی با ماست! حسن با ماست! حسین با

ماست! میگه: ببخشید اقا، شما ماست خالی ندارید؟!

205

یارو رشتیه بچه نداشته، میره مسافرت، میاد میبینه سه تا بچه داره. ازش می‌پرسند:

‌چی شد، تو كه بچه نداشتی؟ میگه: والله همسایه‌ها شرمنده كردن!

206

تركه میخواسته بره شهرك آزمایش برای امتحان رانندگی , صبح ناشتا میره امتحان شهر

بده

207

یه تركه پشتش رو می خواسته بخارونه, دستش نمیرسیده ! صندلی زیر پاش میگذاره

208

قزوینیه 35 سال سن داشته بهش میگن چرا تا الان مجرد موندی و ازدواج نكردی ?! میگه

والا تا الان برادر زن دلخواهم رو پیدا نكردم

209

یه همشهریه داشته پسرشو در باب ازدواج نصیحت می كرده ! می گفته: پسرم خواستی زن

بگیری برو از فامیل زن بگیر ! بین دایت رفته زندای تو گرفته , عموت رفته زن عموتو

گرفته , من اومدم مادرت و گرفتم ! حالا تو هم از فامیل زن بگیر

300

سه دیوانه هم اتاقی بودن - یك روز خبر آوردن كه دوتاشون بالا پایین می پرن و میگن

كه ما سیب زمینی هستیم و داریم تو روغن سرخ میشیم و سومی ساكت نشسته ! رییس

بیمارستان هم طبق معمول رفت كه این دیوونه رو مرخص كنهه. پرسید تو چرا با دوستات

نیستی ؟ اون هم گفت : آخه من كف ماهیتابه چسبیدم

301

یكبار یك همشهری یك خیار بر می داره می بره سوپرماركت , به فروشنده می گه: ببخشید

آقا خیارشور دارید؟ فروشنده هم در جواب می گه بله داریم. همشهری ما هم می گه پس بی

زحمت این خیار ما رو هم بشور.

302

تركه رفته بوده مكه. تو مراسمی كه باید به شیطون سنگ بزنه، یهو سنگاش تموم میشه...

اونم به جاش فحش میده

303

- رفیق تركه ازش میپرسه: غضنفر، پنجشنبه-جمعه كجا بودی؟ تركه میگه: والله امام رضا

طلبید، با بر و بچه‌ها رفتیم شمال

304

تركه میره خواستگاری، مادر- پدر دختره بهش جواب رد میدن، میگن دختر ما داره درس

میخونه. تركه میگه: ایشكال نداره، من میرم دو ساعت دیگه برمیگردم

305

تركه میره بقالی، میگه: آقا نوشابه خانواده دارین؟ یارو میگه: بعله. میگه: به مجرد

هم میدین؟

306

معتادی كه در حال كشیدن سیگار بود، می‌گوید: یه ژمین لرژه هم نمیاد كه خاكشتر

شیگارم بیفته!

307

یه روز یه موشه میره داروخونه میگه اقا مرگه من دارید ؟

308

ازیك خرگوشی میپرسند چرا هویج میخوری میگه هویجوری

309

تركه می‌ره سیگار فروشی: آقا سیگار برگ دارین؟ خیر. پس یك بسته كوبیده بدین!

 310

یه روز یه رشتی به پسرش می گه : گوش كن باباجون . این قدر دختر بازی نكن . یه وقت

ایدز می گیری . اگه تو ایدز بگیری كلفتمون هم ایدز می گیره . اگه اون ایدز بگیری

منم ایدز می گیرم اگه من ایدز بگیرم مادرتم می گیره . اگه مادرت ایدز بگیره همه شهر

ایدز می گیرن.

 311

یك روز شیطان موبایل می خرد بعد زنگ می زنه به خدا می گه: سلام خدا. خدا می گه :

شما؟ شیطان می گه: من جبرئیل هستم. خدا می گه: غلط كردی . شمارت افتاد

 312

ترکه را حسابی سمباده میزنند میشه لر .

 313

به یک ترکه می گن با مخابرات جمله بساز ترکه می گه میخابرات بگوزم

 314

یه روز یه رشتیه برای اینكه تركها این قدر ضایع نشن میره كنار تیر چراغ برق در

میزنه. یه تركه رد می شه می پرسه چرا در میزنی رشتیه میگه خونه دوستمه ولی در رو

باز نمیكنه تركه می گه والا چراغشون كه روشنه

 315

یه تركه پشت ماشینش مینویسه یازهرا یا هیچ كس

 316

یه روز یه خلبانه مجبوربه فرود اضطراری در قزوین میشه چترش سر و ته میشه با

سرمیوفته توی سطل اشغال قزوینیه از اون بغل رد می شده میگه بالام جان ببین مردم این

دورو زمونه چقدر اصراف كار شدن ... به این نویی رو انداختن دور.

 317

 

یه روز یه نفر سوار تاكسی میشه از راننده ترك میپرسه آقا كریم خان میرید؟ تركه میگه

خوب معلومه كه میرید اگه نمیرید كه می تركید!

 318

 

تركه و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمی‌زدند. زن تركه وقتی شب میره بخوابه،

یك یادداشت برای تركه می‌گذاره كه: منو فردا ساعت 6 بیدار كن. صبح زنه ساعت 10 از

خواب پا میشه، ‌می‌بینه تركه براش یك یادداشت گذاشته كه: پاشو زنیكه خر! ساعت شیشه!

319

 

تركه زنگ میزنه خونه دوست دخترش، باباش ور میداره، هول میشه میگه: ببخشید توپمون

افتاده!

 320

یارو تركه تو جبهه پشت ضد هوایی بوده میزنه یه هواپیما رو میندازه. خلبانه با چتر

نجات میپره بیرون، تركه میگه: بچه‌ها در رین صاحابش اومد!

 321

یه روز 2 تا جوجه تیغی تو خیابون راه میرفتند كه یه كیوی رو از دور میبینن یكی از

جوجه تیغیا به اون یكی میگه اون فامیله منه تازه از سربازی اومده!!!

 322

یه بار یه ابادانی رو می خواسن زجر كش كنن ابادانی رو می بستن به تنه درخت نوار

بندری می زارن

 323

از یك |قای رشتی می پرسند:زن رشتی صبح كه از خواب پا میشه چكار میكنه؟ میگه:میره

خونش

 324

یه روز یه تركه یك كیلو شكر می خره برای اینكه مورچه نخوره روش می نویسه نمك

 325

یه روز یه تركه یه بسته هزاری پیدا می كنه میره داخل بازار می گه عكسه خمینی صد

تومن

 326

یه روز یه تركه داشته با دوست دخترش تو پارك میرفته یهو دختره میگه ای وای بابام

داره میاد حالا چیكار كنیم تركه با خونسردی میگه ایلده بگو داداشمه

 327

به لاك پشت میگن چرا نماز نمیخونی میگه آخه لاك دارم

 328

یك روز یك بسیجی عاشق می شود نوار خالی گوش می دهد

 329

یك روزبه تركه میگن بابات ودوست داری یا ننتو میگه ننتو

 330

به تركه میگن : شما فارس هستید ؟ تركه میگه : چشماتون قشنگ می بینه

 331

پرستاره سینش بیرون بوده،سرپرستار بهش تذكر میده. پرستاره میگه:همش تقصیر دكترای

بخش كه هرچیو برمیدارن درست سر جاش نمی زارن

 332

یه روز چندتاترك بلند میشن میرن تهرون.خواستن از یه برج چند طبقه برن بالا. سوار

اسانسور كه شدند هیچكار نكردندفقط به درودیوار نگاه میكردند.بعدازچند لحظه یه اقای

باكلاس ومرتب میاد تواسانسوردكمه اش و میزنه اسانسور كه راه میفته تركهامیگن برای

سلامتی اقای راننده صلوات.

 333

 

یه روز یه مرغه میره تخم مرغ فروشی و میگه اقا تخم مرغ بدین مرده میگه تو كه خودت

مرغی تخم مرغ میخوای واسه چی مرغه میگه : اوا خدا مرگم بده میخوای به خاطر 50 تومن

خودمو بفروشم؟

 334

یه گاوه سرمامیخوره به جای شیربستنی میده

 335

یهروز یه پسر ترك میره خونه باباش میبینه پسره دوچرخه دخترونه همراشه باباهه میگه

پسرم اینو از كجا اوردی میگه بابابا دوست دخترم رفته بودیم پارك روی صندلی كه

نشستیم دختره دكمه هاشو باز كرد گفت تقی هر چی میخوای مال تو منم دوچرخشو برداشتم

در رفتم

 336

یه روز رشتیه بچه دار نمی شده بالای دره خونش می نویسه :(به یاری سبزتان نیازمندیم)

337

 

تركه با دوست دخترش میرن پارك دختره میگه احد بریم پشت اون درختا كار خلاف شرع كنیم

تركه می خنده میگه اره بریم بشاشیم فرار كنیم.

 338

تركه یك زن بلند مكنه میبره مهدیه تهران . مامورا می گیرنش مگین آخه اینجا چرا

آوردی و این غلطها را اینجا میكن . میگه بابا تلویزیون هرشب تبلیغ می كنه : مكان

مهدیه نهران

 339

یك روز یك زن میره پیش دكتر میگه آقای دكتر من از دست این سینه های بزرگ خسته شدم

بعضی وقتا میخوام بندازم جلوی گربه بعد دكتره میگه میو میو

 340

یه روز یه مارمولكه میره قزوین میشه انگولك.

 341

یك روز یك یا كریمه با یك مرغ عشقه ازدواج میكنه بچشون به دنیا مییاد اسمشو میذارن

كریم عشقی

 342

یه روز سه تا مرد ازبزرگ به كوچیك می ایستن شلواراشونو می كشن پایین میشه آرم شبكه

سه.

 343

یك روز یك خانم خوشگلی می خواست تاكسی بگیره ! میره جلوی راننده خم میشه میگه : آقا

ببخشید ستارخان می خوره ! راننده جواب داد : چرا ستارخان بخوره خودم میخورم

عزیزم...!

 344

تركه پرتغال خونی میخورد ایدز میگیره

 345

یه روز روی یه زنه رشتیه دیوار می افته شوهرش میگه فقط دیوار روی تو. نیفتاده بود كه

اقتاد.

 346

یه روز یه لره توی بیمارستان سوار آسانسور می شه از قضا یه خانم پرستاره هم توی

آسانسور بوده پرستاره چشش لررو می گیره وسینشو وامیكنه ومیچسبه به لره میگه ببینم

میتونی یه كاری كنی كه من احساس كنم زنم لره هم سریع لباساشو درمیاره میگه ور دار

ببر اینا رو بشور

 347

به رشتیه می گن بدبخت الان زنتو 7نفر اومدن با ژیان بردن . رشتیه كف می كنه و می گه

بابا ایولا ژیان 7 نفر!!!!!!!!!!

 348

رشتیها به توالت میگن انگور . ( ان + گور )

349

پسربه پدرش گفت:بابامگرجیگر پادارد پدر گفت :نه پسرم جیگر كه پاندارد پسرگفت:پس

چرادیشب می گفتی جیگرپاهات رابازكن 

لینک

آمار و اطلاعات

امروز :

کل بازدید :

بازدید امروز :

بازدید دیروز :

بازدید این ماه :

بازدید ماه قبل :

تعداد کل پست ها :

آخرین بازدید :

آخرین بروز رسانی :

پیام مدیر

جک -عکس-والپیپر-عشقولانه-ردیف-ماشین اسپرت-

نظر سنجی

از زندگیتان راضی هستید؟

صفحات دیگر

نویسندگان وبلاگ

بخش متفرقه

  • Loading Flash movie...
    Untitled-1 http://www.uploadfa.net/forblog/uploads/1317885788.gif Untitled-1